محترم باشد. از هر محل صد تن از ميان داوطلبان برگزيده مي‌شدند. ــ پاييز سال بعد آزمايش در پاي‌تخت انجام مي‌گرفت و از هر محل تنها سي‌تن از داوطلبان برگزيده مي‌شدند. در آزمايش‌ نهايي هر داوطلبي دو بار امتحان مي‌داد. در وهله‌ٴ اول بايد دو مقاله مي‌نوشت‌، اولي درباره‌ٴ اصول پزشكي و دومي درباره‌ٴ اصول درمان‌. در وهله‌ٴ دوم نيز دو مقاله لازم بود، اولي درباره‌ٴ اصول پزشكي و دومي درباره‌ٴ ادويه‌ٴ مفرده‌. بار ديگر سي داوطلب‌ِ موفق طبقه‌بندي مي‌شدند. آنان كه در رده‌ٴ نخست بودند به پزشكي دربار منصوب مي‌شدند، آنان كه در رده‌ٴ دوم بودند دست‌ياري ممتحنان را به عهده مي‌گرفتند و دسته‌ٴ سوم عهده‌دار معلمي مي‌گرديدند. در زمان‌ همان سلسله پزشكان زن براي نخستين بار به‌رسميت شناخته شدند. آنان را نخست مأموران‌ دولتي روستا انتخاب مي‌كردند، سپس نزد حاجب اعظم امپراتور مي‌بردند و سرانجام به‌وسيله‌ٴ پزشكان درباري امتحان مي‌شدند. آنان كه موفق مي‌شدند، حق داشتند نامشان را در دفتر ثبت‌ كنند و منتظر دريافت منصب باشند.))
شاخه‌ٴ ديگري از پزشكي دولتي كه پيش از بقيه‌ٴ جهان در چين رشد يافت‌، پزشكي قانوني‌ بود. صرف‌نظر از قوانين جزايي (1507 و غيره‌) و چندتائي جزوه‌ٴ بي‌اهميت‌، نخستين رساله‌ٴ اروپايي در اين زمينه متعلق به پائولو زاتچيا (1650) بود كه در بالا ذكر شد. در آن هنگام پزشكي‌ قانوني در چين عمري طولاني داشت‌. نخستين رساله‌ٴ چيني‌، كه البته با دايرةالمعارف عظيم‌ زاتچيا قابل قياس نيست‌، آموزش كشف علل مرگ‌هاي ناگهاني تأليف سونگ تزئو (سيزدهم ـ 1) بود، در چهارصد سال پيش‌از زاتچيا. دراين كتاب بارها تجديدنظر شد، ازجمله به‌وسيله‌ٴ وانگ يو در سال 1308.
از پزشكي دولتي به‌طرف پزشكي خصوصي مي‌رويم‌. نخست ملاحظه مي‌شود كه در اين‌ زمان در چين تعدادي پزشكان حرفه‌اي وجود داشتند (جداگانه از نُه تن از ايشان سخن خواهيم‌ گفت‌)، كه در وهله‌ٴ اول پزشك بودند و كم‌تر چيز ديگر؛ برعكس‌، بايد به‌خاطر داشت كه اكثريت‌ نويسندگان آثار پزشكي مسيحي‌، يهودي و مسلمان پزشك حرفه‌اي نبودند، بلكه فيلسوف‌، فقيه‌، عجايب‌المخلوقات‌نويس و ازاين قبيل به‌شمار مي‌رفتند. بااين‌حال‌، ممكن است‌ معلومات عميق‌تري از ادبيات چين‌، اطلاعات پزشكي را در آثار ادبي و غير پزشكي چين هم‌ آشكار سازد.
ملاحظه‌ٴ ديگر اين است كه پزشكي در چين كاملاً چيني ناب بود و ظاهراً تحت نفوذ پزشكي‌ اسلامي يا نسطوري قرار نگرفته بود، هرچند مقامات مسلمان و مسيحي در دربار مغول وجود داشتند. تنها استثنا (آن‌هم جزئي‌) عيسي‌ٰ ترجمان (سيزدهم ـ 2) نسطوري است كه گفته مي‌شود پزشك و در عين حال اختر شناس بود و او و پسرانش در دربار مغول مقاماتي داشتند. ولي هيچ‌ ردّي از كارهاي پزشكي آنان در دست نيست و هيچ كتاب پزشكي چيني را نمي‌شناسم كه شامل‌